شاه پناهم بده، خستۀ راه آمدم (محمود حبیبی کسبی)
شاه پناهم بده، خستۀ راه آمدم
آه نگاهم مكن، غرق گناه آمدم
گر بپذیری رضا، ور نپذیری قضا
زائر ناخواندهام، خواه نخواه آمدم
راه خراسان چنین، ماه خراسان چنان
شاه خراسان ببین، بهر پناه آمدم
شاه خراسانیم، رستم دستانیم
دست مرا رد مكن، بر درِ شاه آمدم
آن دم زندانیم، بازدم جان شده
از قفس سینهها، همچون آه آمدم
پیرهن یوسفم! یا كفن یوسفم؟
بوی تن یوسفم، كز دل چاه آمدم
بستۀ بست تو ام، لولی مست تو ام
ضربۀ شصت تو ام، بر دف ماه آمدم
مشهدِ مشهودِ من، حضرتِ محمودِ من
طالعِ مسعودِ من، نامه سیاه آمدم
شافی دارالشفا، پنجره فولاد كو؟
در طلب شاخه ای، مهرگیاه آمدم
باد موافق وزید، از طرف صحن قدس
نام مرا خواند و رفت، چون پرِ كاه آمدم
+ نوشته شده در ساعت توسط حامد ثنايي
|
....هر كس كه چو من ريزه خور خوان رضا شد، سوي دگران ديده ي اكرام ندارد..