نفس کشیدن دراین فضا صفادارد (سید هاشم وفایی)

اگرچه دیدن بیت خدا صفادارد

مدینه بیشتر ازهرکجا صفادارد

به کوچه کوچۀ او عطر وحی پاشیدند

عبورکردن ازاین کوچه هاصفادارد

دوباره بوی شکفتن رسیده وگفتند

حریم گلشن سبز ولاصفا دارد

خدابه نجمه عطا کرد نجم ثاقب را

فضای نُه فلک ازاین عطا صفادارد

خبردهیدکه آمد رئوف اهل البیت

زمین به یُمن قدوم رضاصفا دارد

جمال روشن شمس الشموس دیدنی است

جهان زجلوۀ شمس الضحا صفادارد

ازاین وجود مقّدس ببین  پس ازیک قرن

هنوز این حرم دل گشا صفا دارد

بیا به سیر گلستان روضة الجنه

که این بهشت امید و وفا صفا دارد
(تا اینجا ولادتی و ادامه شعر مدح می باشد. برای ملاحظه ادامه شعر به ادامه نوشته وارد شوید)

ادامه نوشته

تو زیر سایه ات همه را راه می دهی (محمد حسین رحیمیان)

امشب قرار ، یار دل بی قرار شد
یعنی که باب میل همه ، روزگار شد
نور ِدو چشم ِحضرت ِ باب الحوائجی
واکرد چشم و خاک ، خزانش بهار شد
سلطان رسید و قاعده ها گشت زیر و رو
رعیت شدن، میان جهان افتخار شد
وقت نجات مردم ایران رسیده است
شکر خدا که کشورمان ، کعبه دار شد
کرده طلوع باز علی جان و این جهان
سر زنده از مسیح ِ دم ِذوالفقار شد

ای عزت ِ بدون ِ کرانه خوش آمدی
ای سومین علی ِ زمانه خوش آمدی

ادامه نوشته

بهر نثار مقدم تو گُل دميده است (سید هاشم وفایی)

آن که صداي آمدنت راشنيده است

باصدهزاراميد ،بسويت پريده است

در ازدحام اين همه عاشق حريم تو

زيباترين تجلي عشق و عقيده است

وقتي شميم ناب تو آمد سروش گفت

امشب نسيم رحمت يزدان وزيده است

ياايهالرئوف ،به يمن قدوم توست

اين خوان رحمتي كه خداوند چيده است

ماه فلك ،چو مهر، اگر مات نور توست

صدكهكشان نور دراين روضه ديده است

درساحت عبور توازچشمان زائران

بهر نثار مقدم تو گُل دميده است

اي ميزبان عالم وآدم، كه روزگار

مهمان نوازتر زتو هرگز نديده است

مدهوش سر زخاك برآرد به رستخيز

لب تشنه اي كه جرعه زجامت چشيده است

غرق عنايتند همه درحريم تو

فرقي نمي كند زكجا كس رسيده است

دارم اميد آنكه معطر شود زتو

اشكي كه با اميد به خاكت چكيده است

تنها اميد اين دل بي دست و پا توئي

وقتي كه از تمامي عالم بريده است

فصل ولادت تو«وفائي»به اشك شوق

برعرض تهنيت به حضورت رسيده است

این حرم تنها حرم نه بلکه یک دارالشفاست (علیرضا خاکساری)

مثل میکائیل که امشب غزل خوان میشود

شاعر دربار تو دارد فراوان میشود

گوشه ی چشم پر از مهر تو سعدی پرور است

شاعر تو صاحب چندین "گلستان" میشود

ریسه ای از ماه و خورشید و ستاره میکشم

باز هم سرتاسر مشهد چراغان میشود

در شب میلاد تو همواره باید شاد بود

هرکسی که غیر از این باشد پشیمان میشود

ادامه نوشته

رباعی ولادت امام رضا علیه السلام (محمد جواد غفورزاده - شفق)

ای راحت روح بی قراران، یادت

تسبیح فرشتگان مبارک بادت

خواهم زخدا باز نگردد، هرگز

قفل دلم از پنجره ی فولادت

رباعی دهه کرامت (سید هاشم وفایی)

اوصاف تو بیش از این ستایش دارد

جبریل در این حرم نیایش دارد

این یک دهه را گر چه کرامت گویند

ابر کرمت همیشه بارش دارد