دستان بی نیاز (سید محمد رستگار)

دل بسته ی این در است بازش نکنید
از درگه دوست بی نیازش نکنید

دستی که رسیده بر ضریح مولا
دیگر به سوی کسی درازش نکنید

آقا نکند دست تهی برگردیم (سید هاشم وفایی)

بگذار زشنبمی چو گل ترگردیم

ازعطر ولایتت معطر گردیم

گویند که ایام کرامت شده است

آقا نکند دست تهی برگردیم

بین الحرمین کشور ایران (سید هاشم وفایی)

باغ حرم تو گلشن رضوان است

قم، جلوه ای ازتجلی ایمان است

بین حرم تو و امام هشتم

بین الحرمین کشور ایران است

رباعی ولادت امام رضا علیه السلام (محمد جواد غفورزاده - شفق)

ای راحت روح بی قراران، یادت

تسبیح فرشتگان مبارک بادت

خواهم زخدا باز نگردد، هرگز

قفل دلم از پنجره ی فولادت

در خدمت خویش روسپیدم گردان (سید رضا مؤید)

ای سجده به گنبدت نماز خورشید

از خاک جای سبزه روید توحید

در خدمت خویش روسپیدم گردان

مویم چو در آستانه ات گشت سپید

با خاک درت شفاعت آمیخته است (سید رضا مؤید)

با خاک درت شفاعت آمیخته است

خورشید ز چلچراغت آویخته است

بیش از همه جا در حرمت مسکین است

زیرا که کرم روی کرم ریخته است

یک گوشه ابرویی نشانم بدهید (محمد جواد غفورزاده - شفق)

از توس رهی به کهکشانم بدهید

رخصت به دو چشم خون فشانم بدهید

از باب لِیَطمَئِنَّ قلبی، گاهی

یک گوشه ابرویی نشانم بدهید

دخیل اشک (محمد جواد غفورزاده - شفق)

جان پیش تو خواهش نشستن دارد

دل در حرمت شوق شکستن دارد

چون پنجه ی آفتاب بر پنجره ات

هر روز دخیل اشک، بستن دارد

حج فقرا زیارت کوی رضاست (محمد جواد غفورزاده - شفق)

هر قبله نما که عاشق روی رضاست

انگشت اشاره ای به ابروی رضاست

ای فاقد استطاعت حِجُّ البَیت

حج فقرا زیارت کوی رضاست

هوای عشق (غلامرضا غلامپور)

در حریم یار باور می شوم

بال در بال کبوتر می شوم

یا به اوج آسمان ها می رسم

یا به پای عشق، پرپر می شوم

رباعی دهه کرامت (سید هاشم وفایی)

با حال پریشان و تباه آمده ام

تا مشهد تو به اشک و آه آمده ام

ایام کرامت است و من این همه راه

تنها به امید یک نگاه آمده ام

رباعی دهه کرامت (سید هاشم وفایی)

اوصاف تو بیش از این ستایش دارد

جبریل در این حرم نیایش دارد

این یک دهه را گر چه کرامت گویند

ابر کرمت همیشه بارش دارد

خانه خورشید (محمد جواد غفورزاده - شفق)

ایوان تو روی شانه ی خورشید است

گلدسته ی تو نشانه ی خورشید است

چشمش که به گنبد تو روشن شد، ماه

دریافت، که خانه، خانه ی خورشید است

قبله دلها

ای تهی دستان عالم سائل امداد تو

افضل الاعمال من یعنی سلام و نام تو

قبله دلها به سمت مشهد تو مایل است

مسجدالاقصی ایران است گوهرشاد تو‌

ایوان طلا

السلام ای آنکه دلها زیر پایت ریخته

حق، جنان را زیر پاهای گدایت ریخته

گرچه صدها بار ایوان طلا را دیده ام

باز دل با دیدن ایوان طلایت ریخته